ضایعات الکتریکی ثروت پنهانی است که میتواند به بحرانی خاموش بدل شود
در سال 2011 زمانی که موضوع ضایعات الکتریکی و الکترونیکی در ایران هنوز عمدتا در حاشیهٔ مباحث اقتصادی، صنعتی و زیستمحیطی قرار داشت، طرح توجیهی احداث کارخانهٔ بازیافت این ضایعات را با ظرفیتی بهمراتب کمتر از حجم ضایعات تولیدشده در کشور تهیه کردم. در آن مقطع مطابق آمار ارائهشده از سوی وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران، حدود 4 میلیون تن زبالهٔ الکترونیکی در کشور تولید میشد. هرچند بنا بر اعلام یکی از مدیران ذیربط، رقم واقعی این ضایعات حدود 240 هزار تن در سال برآورد شده بود. همین شکاف آماری، بهخودیخود نشاندهندهٔ فقدان نظام پایش، تعریف نهادی روشن و سیاستگذاری منسجم در این حوزه بود.
بر پایهٔ بررسیهای اقتصادی و فنی آن زمان، به این جمعبندی رسیدم که ضروری است به ضایعات الکترونیکی برخلاف تصور رایج فراتر از پسماند نگریست. آنها مجموعهای از مواد باارزش، کمیاب و قابل بازیابیاند که میتوانند مبنای شکلگیری یک صنعت نو و راهبردی قرار گیرند. از منظر امروز این برداشت را میتوان بهروشنی در چارچوب اقتصاد چرخشی صورتبندی کرد. الگویی که در آن مواد و منابع بهجای خروج از چرخهٔ تولید و مصرف، از طریق بازیابی، بازتولید و استفادهٔ مجدد، دوباره به زنجیرهٔ ارزش بازمیگردند. در چنین نگاهی، ضایعات الکترونیکی نه یک بار هزینهزا برای محیط زیست، بلکه یک معدن شهری با ظرفیت بازیابی فلزات گرانبها، مواد استراتژیک و نهادههای صنعتی محسوب میشوند.
اهمیت این موضوع برای کشوری مانند ایران چیزی فراتر از جنبهٔ زیستمحیطی است؛ با امنیت مواد، کاهش وابستگی به واردات، توسعهٔ صنایع پاییندستی، ایجاد اشتغال تخصصی و ارتقای بهرهوری منابع نیز پیوند مستقیم دارد. به بیان دیگر بازیافت اصولی ضایعات الکترونیکی، در منطق اقتصاد چرخشی علاوه بر یک فعالیت خدماتی برای دفع پسماند، بخشی از یک راهبرد توسعهٔ صنعتی و مدیریت هوشمند منابع به شمار میرود.
در همان سالها، یکی از رسانههای معتبر جهانی در توصیف بحران ضایعات الکترونیکی در آکرا با ارائه یک تصویر جهنمی تیتر زده بود: “شهروندان آکرا بر روی ضایعات الکترونیکی قدم میزنند”. این تصویر بهخوبی دو واقعیت متضاد را همزمان نشان میدهد، از یکسو انباشت بیضابطهٔ پسماند و هزینههای سنگین زیستمحیطی و انسانی آن، و از سوی دیگر ارزش اقتصادی نهفتهای که در نبود حکمرانی صحیح، بهجای آنکه در خدمت تولید و توسعه قرار گیرد به منشأ آلودگی، اتلاف منابع و تهدید سلامت عمومی بدل میشود.
نویسندگان مقاله زیر با ارائه شواهدی از غنا و نیجریه نشان میدهند که دفن ضایعات الکترونیکی موجب بحران سلامت شده و جان نوزادان و شیرخوارانی را که در نزدیکی این محلها زندگی میکنند، میگیرد.
ضایعات الکترونیکی یا ایویست (E-Waste) یکی از سریعترین جریانهای روبهرشد پسماند در جهان است. تنها در سال 2019، جهان 53/6 میلیون تن متریک ضایعات الکترونیکی تولید کرد. رقمی که پیشبینی میشود تا سال 2030 به 74 میلیون تن متریک برسد. در سال 2022 هر فرد در جهان بهطور متوسط 7/8 کیلوگرم ضایعات الکترونیکی تولید کرد. در این میان اروپا و آمریکای شمالی با بیش از 20 کیلوگرم به ازای هر نفر در صدر قرار داشتند است. با وجود مقررات بینالمللی از جمله کنوانسیون بازل که با هدف کنترل جابهجایی فرامرزی پسماندهای خطرناک تدوین شده است، حجم زیادی از ضایعات الکترونیکی همچنان بهصورت غیرقانونی به مناطق درحالتوسعه ارسال میشود. در سال 2019 نزدیک به 5 میلیون تن ضایعات الکترونیکی از مرزها عبور کرد که از این میزان، 3/3 میلیون تن بهصورت کنترلنشده جابهجا شد. این محمولهها یا با عنوان تجهیزات الکترونیکی دستدوم برچسبگذاری شده بودند یا درون محصولات دستدوم، مانند وسایل نقلیه، پنهان شده بودند (این امر در ایران، از ورودیهای کشور در بخشهای شرق، جنوب شرق و غرب صورت میپذیرد). غرب آفریقا به یکی از مراکز اصلی این تجارت تبدیل شده است و عمدتا محمولههایی را از اروپا و آمریکای شمالی دریافت میکند.
بسیاری از کشورها قوانین ملیای دارند که مدیریت و دفع ضایعات الکترونیکی را تنظیم میکند. بااینحال مدیریت ضایعات الکترونیکی در کشورهای درحالتوسعه عمدتا توسط کارگران غیررسمی انجام میشود. کارگرانی که قطعات و اجزا را بهصورت دستی از یکدیگر جدا میکنند. برای مثال در لاگوس کارگران غیررسمی اغلب در قالب انجمنها یا تشکلهای کوچک خصوصی سازماندهی شدهاند. این فرایند متکی بر نیروی انسانی اغلب شامل سوزاندن مواد غیرقابلاستفاده یا رهاکردن آنها در محلهای روباز دفن زباله است. این اقدامات مواد سمیای مانند سرب، کادمیم و پلیکلروبیفنیلها (PCBs) را وارد محیطزیست میکند.
اگرچه آثار گستردهتر آلودگی محیطزیست بر سلامت کودکان بهخوبی مستندسازی شده است، مطالعات اندکی بهطور مشخص بر محلهای دفن زباله تمرکز کردهاند. مطالعهای در ایالات متحده نشان داده است که پاکسازی پسماندهای خطرناک در این کشور بروز ناهنجاریهای مادرزادی را 20 تا 25 درصد کاهش داده است. در اتیوپی ساخت جادهها که دفع غیرقانونی پسماندهای خطرناک را تسهیل کرده بود، با افزایش 3% مرگومیر نوزادان ارتباط داشت. شواهد مربوط به پسماندهای معدنی در ایتالیا نیز نشان میدهد که تعطیلکردن تأسیسات پسماند، نرخ مرگومیر را بهطور معناداری کاهش میدهد.
با وجود این مجموعه روبهرشد از شواهد، اثر علّی مشخص ضایعات الکترونیکی – که یکی از جریانهای پسماند بهسرعت درحالگسترش و ضعیفا تنظیمشده است – همچنان کمتر بررسی شده است.
در پژوهش اخیر ما اثر زبالهٔ الکترونیکی بر مرگومیر کودکان را با در نظر گرفتن دو سایت بزرگ زبالهٔ الکترونیکی در آفریقای غربی آگبوگبلوشی (Agbogbloshie) در آکرا پایتخت غنا و Solous II در لاگوس نیجریه بررسی کردیم. سایت دپوی آگبوگبلوشی که در سال 2001 تأسیس شد 10 هکتار وسعت دارد و در منطقهای پرجمعیت با بیش از 2 میلیون ساکن در شعاع 10 کیلومتری قرار گرفته است. این سایت در نزدیکی بازار لوازم الکترونیکی دستدوم در زاغهٔ Old Fadama و مجاور رودخانهٔ Odaw شکل گرفت. Solous II که در سال 2006 تأسیس شد، در شعاع 10 کیلومتری خود با 4 میلیون ساکن احاطه شده است. یک جادهٔ اصلی که از میان سایت میگذرد هم بهعنوان مسیر تجارت و هم مرکز کسبوکار عمل میکند و جابهجایی و اثر مواد خطرناک را تشدید میکند. (در ایران نیز به طور مشابه در تهران، این امور در مناطق شوش و کهریزک انجام میگردد. برآورد مترجم مقاله در شعاع 10 کیلومتری این مناطق جمعتی در حدود 3 میلیون نفر وجود دارد).
سایتهای زبالهٔ الکترونیکی و محل استقرار خانوارها
شکلها خوشههای DHS را در پیمایشهای مختلف نشان میدهند. مکان سایتهای دپو با نقاط مربعی مشخص شده است. بافر شعاع 20 کیلومتری از سایت زبالهٔ الکترونیکی را نشان میدهد. ناحیهٔ هاشورخورده در نیجریه وجود سایت دپوی قدیمیتری به نام Olusoshun را نشان میدهد که در تحلیل لحاظ نشده و تمام خوشههای داخل بافر 5 کیلومتری آن از تحلیل کنار گذاشته شدهاند.
با استفاده از دادههای پیمایشهای جمعیتشناختی و سلامت (DHS) ما پیامدهای بهداشتی کودکانی را که در فاصلهٔ 20 کیلومتری این سایتها متولد شدهاند، در یک دورهٔ 20 ساله تحلیل کردیم. مقایسهٔ کودکانی که پیش و پس از آغاز به کار سایتها متولد شدهاند، الگویی روشن و هشداردهنده را آشکار کرد. زندگی در نزدیکی سایتهای زبالهٔ الکترونیکی، نرخ مرگومیر نوزادان (نئوناتال) و شیرخواران را بهطور معناداری افزایش داد. افزایش مشاهدهشدهٔ مرگومیر فوری نیست، بلکه از 3 سال پس از افتتاح سایتها آغاز میشود؛ موضوعی که با انباشت تدریجی آلایندهها تا سطح بحرانی در محیط اطراف همخوانی دارد. اثرات بزرگ است و نشاندهندهٔ افزایش 10% نرخ مرگومیر در کودکانی است که در نزدیکی این سایتهای دپو زندگی میکنند، در مقایسه با کودکانی که دورتر ساکناند.
اثر نزدیکی به سایتهای زبالهٔ الکترونیکی بر مرگومیر نئوناتال (پنل A) و مرگومیر شیرخواری (پنل B)
نمودارها با در نظر گرفتن هر دو سایت زبالهٔ الکترونیکی، آگبوگبلوشی و Solous II، به دست آمدهاند. نمودارها مطالعهٔ رویدادی (event studies) را نشان میدهند که با برآوردگر دوگانهٔ مقاوم (Doubly Robust) در Callaway و Sant’Anna (2021) اجرا شده است، جایی که تیمار با زندگی در فاصلهٔ 5 کیلومتری از سایت زبالهٔ الکترونیکی تعریف شده است. خطوط عمودی، فاصلهٔ اطمینان 95 درصد را نشان میدهند.
یکی از چالشهای اصلی برای شناسایی اثرات علی سایتهای زبالهٔ الکترونیکی، این احتمال است که ایجاد این سایتها برخی خانوارها را به ترک منطقه ترغیب کرده و یا برخی خانوارها را بهدلیل فرصتهای شغلی احتمالی در کسبوکار اوراقکردن جذب کرده باشد. چنین مهاجرتهای ورودی و خروجی میتواند بسته به ترکیب جریانها، نرخ مرگومیر را در هر یک از دو جهت تحت تأثیر قرار دهد. برای رفع این نگرانی ما خواهر و برادرهایی را مقایسه کردیم که مادرانشان در دورهٔ تحلیل جابهجا نشدهاند و قبل و بعد از ایجاد سایت زبالهٔ الکترونیکی متولد شدهاند. این تحلیل تنها برای سایت آکرا ممکن بود، جایی که پیمایش اطلاعاتی دربارهٔ وضعیت مهاجرت مادران جمعآوری میکند. یافتیم که خواهر و برادرهای متولدشده در نزدیکی سایت، پس از ایجاد سایت زبالهٔ الکترونیکی، شانس بقای کمتری نسبت به خواهر و برادرهای متولدشدهٔ قبل از آن دارند. در حالیکه این وضعیت برای کودکانی که دورتر از سایت زندگی میکنند صدق نمیکند.
سایتهای زبالهٔ الکترونیکی میتوانند از راههای متفاوتی بر سلامت اثر بگذارند. یکی از مسیرهای کلیدی آلودگی آب است. رودخانهٔ Odaw در نزدیکی آگبوگبلوشی بهطور مکرر طغیان میکند و رواناب سمی (معروف به شیرابه یا leachate) را از سایت دپو به منابع آب محلی منتقل میکند. اگرچه این آب بهطور معمول برای نوشیدن استفاده نمیشود، اما اغلب برای تمیزکاری، استحمام و کشاورزی شهری به کار میرود. این موضوع مواجههٔ غیرمستقیم با مواد خطرناک را برای جوامع اطراف ایجاد میکند. هنگام مقایسهٔ کودکان ساکن پاییندست رودخانهٔ Odaw، اثرات بزرگتری بر مرگومیر نسبت به ساکنان بالادست یافتیم.
مکانیسم مهم دیگر محصولات غذایی آلوده است. غذای تولیدشدهٔ محلی از جمله محصولات حیوانی و گیاهی، مسیر اصلی مواجهه است. مطالعات سطوح بالایی از فلزات سنگین را در تخممرغ و کاهوی نمونهبرداریشده در نزدیکی آگبوگبلوشی نشان دادهاند. دامها از جمله گاو و بزهایی که در نزدیکی سایتهای دپو پرورش مییابند، از منابع آب آلوده مینوشند و سموم را وارد زنجیرهٔ غذایی میکنند. در آکرا یک کشتارگاه در مجاورت یکی از مناطق سوزاندن آگبوگبلوشی فعالیت میکند و این خطرات را بیشتر تشدید میکند. یافتههای ما نشان میدهد مناطقی که در نزدیکی سایتهای زبالهٔ الکترونیکی قرار دارند و نرخ بالاتری در پرورش دام شهری دارند، افزایش بیشتر مرگومیر کودکان را تجربه کردهاند. این موضوع، خطرات ترکیبی را برجسته میکند که وقتی آلودگی محیطزیستی با اقدامات کشاورزی محلی تلاقی مییابد پدید میآید.
مسیر احتمالی دیگر مواجهه، آلودگی هوا ناشی از سوزاندن تجهیزات الکترونیکی است. بهدلیل کمبود داده نتوانستیم این کانال را بررسی کنیم. با این حال مطالعات مشاهدهای غلظتهای فوقالعاده بالایی از ذرات معلق را یافتهاند که به سوزاندن زبالهٔ الکترونیکی در هر دو سایت نسبت داده میشود. از آنجا که آلودگی هوا یک علت شناختهشدهٔ مرگومیر شیرخواران است، این مسیر احتمالا سهم معناداری در پیامدهای نامطلوب بهداشتی دارد.
Aderemi A, and T Falade (2012), “Environmental and health concerns associated with the open dumping of municipal solid waste: A Lagos, Nigeria experience,” American Journal of Environmental Engineering 2(6): 160–165.
Baldé CP, R Kuehr, T Yamamoto, R McDonald, E D’Angelo, S Althaf, G Bel, O Deubzer, E Fernandez-Cubillo, V Forti, V Gray, S Herat, S Honda, G Iattoni, DP Khetriwal, V Luda, Y Lobuntsova, I Nnorom, N Pralat, M Wagner (2024), Global E-Waste Monitor 2024, UNITAR & ITU, Geneva/Bonn.
Baldé CP, E D’Angelo, V Luda, O Deubzer, and R Kuehr (2022), Global Transboundary E-Waste Flows Monitor 2022, UNITAR.
Callaway B, and PH Sant’Anna (2021), “Difference-in-differences with multiple time periods,” Journal of Econometrics 225(2): 200–230.
Currie J, M Greenstone, and E Moretti (2011), “Superfund cleanups and infant health,” American Economic Review 101(3): 435–441.
Deiana C, and L Giua (2023), “This site is closed! The effect of decommissioning mining waste facilities on mortality in the long run,” Journal of Environmental Economics and Management 119: 102797.
Kellenberg D (2010), “Consumer waste, backhauling, and pollution havens,” Journal of Applied Economics 13(2): 283–304.
Kwarteng L, EA Baiden, J Fobil, J Arko-Mensah, T Robins, and S Batterman (2020), “Air quality impacts at an e-waste site in Ghana using flexible, moderate-cost and quality-assured measurements,” GeoHealth 4(8): e2020GH000247.
Gennaioli C, and G Narciso (2017), “Toxic roads: Unearthing hazardous waste dumping,” CGR Working Papers 82, Queen Mary, University of London.
Lovo S, and S Rawlings (2024), “The health burden of e-waste: The impact of e-waste dumping sites on child mortality,” The World Bank Economic Review, lhae053.
Petrlik J, J Puckett, L Bell, and J DiGangi (2019), “Weak controls: European e-waste poisons Africa’s food chain,” IPEN and BAN Report.
Schluep M, A Manhart, O Osibanjo, D Rochat, N Isarin, and E Mueller (2011), “Where are WEEE in Africa? Findings from the Basel Convention E-Waste Africa Programme,” Basel Convention Secretariat.
تمامی حقوق این سایت متعلق به باشگاه تحلیلگران آیینش بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر نام منبع بلامانع است.
دیدگاهتان را بنویسید