آیـیــنش؛ از تحلیــــــل امروز تا تصویـــــر فردا !

آیا سازمان همکاری شانگهای آینده چندجانبه‌گرایی است؟
همکاری بدون هم‌سویی

آیا سازمان همکاری شانگهای آینده چندجانبه‌گرایی است؟

گفت‌وگو، خدمتگزار توسعه

آیا سازمان همکاری شانگهای آینده چندجانبه‌گرایی است؟ هند ممکن است آزمون آن باشد!

جهان امروز یک پارادوکس را تجربه میکند، هرچه مسائل مشترک جهانی مانند امنیت انرژی، زنجیره‌های تأمین، مهاجرت و ثبات منطقه‌ای پیچیده‌تر می‌شوند، نهادهای سنتی چندجانبه بیش از پیش در آن ناتوان می‌نمایند. پرسش این گزارش ساده اما بنیادین است که آیندهٔ همکاری بین‌المللی در نهادهای کهنه ساخته می‌شود یا در نهادهای نوپدید ناهمسو؟

مقیاس مسئله نشان می‌دهد SCO با 42 درصد جمعیت و 36 درصد GDP جهان از G7 بزرگتر است، اما توجه جهانی معطوف به G7 است. نویسنده این غفلت را خطای راهبردی می‌داند و هند را به مثابه آزمون این نهاد تحلیل می‌کند. آیا کشورهای با منافع متضاد می‌توانند همکاری معنادار بسازند؟ در واقع نگاه ما بر سه اصل استوار است؛ ثبات، پیش‌شرط توسعه، اتصال‌پذیری، موتور توسعه و بهره‌وری و کیفیت نهادی، معیار سنجش!
بی‌ثباتی خاورمیانه و بسته شدن هرمز همسویی چندگانه را در آزمون فرسایشی قرار می‌دهد. ثبات فارغ از مباحث امنیتی ستون قیمت‌گذاری سرمایه‌گذاری و بهره‌وری است. گفتگو به‌جای جنگ (اصطلاح وینستون چرچیل) معادله‌ای است که توسعه را ممکن می‌کند. از طرفی چین با زیرساخت ریلی آسیای مرکزی و کریدور چین-پاکستان برنده است، نه هند که هنوز در رؤیای نقشه‌هایش است. کسی برنده است که زیرساخت بسازد، نه کسی که فقط نقشه بکشد و این درس برای ایران حیاتی است. بانکهای توسعهٔ نوپدید از قبیل AIIB و SCO باید حرفه‌ای و غیرسیاسی عمل کنند. یک نهاد اگر شفاف و داده‌بنیاد نباشد، خروجی‌اش ضایعات استراتژیک است. مشروعیت هر نهاد در فاصلهٔ شعار و عمل آن سنجیده می‌شود؛ به‌یاد فردوسی بزرگ که چنین سرود؛ بزرگی سراسر یه گفتار نیست…دو صد گفته چون نیم کردار نیست!

این گزارش پیش‌نمای نظم جهانی جدیدی است که در آن چندجانبه‌گرایی بر مدیریت عملی اختلاف‌ها بنا می‌شود، نه همسویی ایدئولوژیک. درس این گزارش برای ایران این است:

هر نهاد، کریدور یا طرحی که گفت‌وگو را بر جنگ و اتصال را بر انزوا ترجیح دهد، خدمتگزار توسعه است.

درگیر ماندن مستمر هند با سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ چگونه در حال آموختن همکاری بدون هم‌سویی (alignment) هستند.

نشست سران دولت‌های سازمان همکاری شانگهای (SCO) در پایان ماه اوت، کشورهایی را گرد هم می‌آورد که 42 درصد از جمعیت جهان و بر مبنای برابری قدرت خرید 36% از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده‌اند. ارقام قابل مقایسه برای گروه هفت (G7) به ترتیب 10 و 28 درصد است. با این‌حال نشست G7 در فرانسه در ماه ژوئن توجه جهانی را به خود جلب کرد، در حالیکه نشست SCO به احتمال بسیار زیاد توجه چندانی را برخواهد انگیخت. این شاید یک خطای راهبردی باشد. در جهانی که روزبه‌روز تکه‌تکه‌تر می‌شود، SCO پرسش مهمی را مطرح می‌کند: آیا کشورهایی با منافع و نظام‌های سیاسی بسیار متفاوت می‌توانند همچنان شکل‌های معناداری از همکاری چندجانبه بنا کنند؟

SCO به‌مثابه مجمعی چندجانبه

بیست و پنج سال پیش SCO توسط چین و روسیه همراه با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان تأسیس شد و از پنج‌گانه شانگهای (Shanghai Five) ریشه گرفت. هند و پاکستان در سال 2017، سپس ایران در 2023 و بلاروس در 2024 به آن پیوستند. همچنین دو کشور ناظر، افغانستان و مغولستان، و 15 شریک گفت‌وگو وجود دارند که شامل قدرت‌های اصلی خاورمیانه نیز می‌شوند؛ مصر، عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی.

SCO که در ابتدا برای مدیریت تنش‌ها و اختلافات مرزی میان دولت‌های شوروی سابق تأسیس شد، فعالیت‌هایش به حوزه اقتصادی نیز گسترش یافته و بر تقویت اتصال‌پذیری، تجارت و سرمایه‌گذاری متمرکز شده است که بازتاب‌دهنده علاقه چین به پیشبرد طرح ابتکار کمربند و جاده (Belt and Road Initiative) است. هرچند که نشست سران 2026 طرح‌های تأسیس یک بانک توسعه را پیش خواهد برد، اما تاکنون دستاوردهای مشخص چندانی حاصل نشده است.

زمینه برجسته دیگر همکاری مبارزه با تروریسم است. SCO دارای نهاد مشترکی به نام “ساختار منطقه‌ای ضد تروریسم” (RATS) در تاشکند است که هماهنگی تبادل اطلاعات، آموزش و ظرفیت‌سازی نهادی را بر عهده دارد. همچنین SCO بر فرمول‌بندی چینی از سه شر یعنی تروریسم، تجزیه‌طلبی و افراط‌گرایی توافق کرده است، هرچند برخی اعضا تا حدی یکدیگر را مسئول این امور می‌دانند (چنان‌که میان هند و پاکستان چنین است) و در مورد معنای عملی آن اختلاف نظر دارند.

اختلاف‌های آشکاری در منافع و جهان‌بینی‌های اعضای SCO وجود دارد. بنابراین پرسش بنیادین این است که آیا این تناقض‌ها سازمان را با محدود کردن اقدام عملی تضعیف می‌کنند؟ یا با فراهم کردن بستری مشترک برای مدیریت اختلافات میان قدرت‌های رقیب آن را تقویت می‌کنند؟ عضویت هند شاید واضح‌ترین آزمون این موضوع باشد.

شبکه شانگهای
نموداری از اعضای سازمان همکاری شانگهای و بلوک‌های منطقه‌ای

هند و SCO

درک این موضوع اغلب برای اروپایی‌ها دشوار است که چرا بزرگ‌ترین دموکراسی جهان باید با روسیه پوتین دوستی کند و به سازمانی بپیوندد که کشورهایی در آن عضویت دارند که هند با آن‌ها چند جنگ داشته و همچنان آن‌ها را دشمن می‌داند. پس چرا هند به SCO پیوسته است؟ و حتی فراتر از آن، آقای مودی در تمام نشست‌های سران شرکت کرده و صدها سرباز برای شرکت در رزمایش‌های RATS اعزام کرده است. افزون بر این، یکی از وزیران هند مشارکت کشورش در نشست مقدماتی اجلاس سران 2006 را بر پایه میراث مشترک تمدنی تبیین کرده است.

بدون شک یکی از دلایل مشارکت فعال هند پرهیز از کنار گذاشته شدن از سازمانی به رهبری چین است، به‌ویژه حال‌که پاکستان نیز عضو آن است و مواضع ضد هندی خود را پیگیری می‌کند. در واقع چینی‌ها احتمالا عضویت هند را سودمند می‌یابند، چراکه نشان می‌دهد آن‌ها در یک سازمان فراگیرتر راحت هستند. همین پویایی چین-هند در سایر نهادهای جنوب جهانی مانند بریکس (BRIC) نیز دیده می‌شود، جایی که هند در پی رقیق کردن نفوذ چین است. همچنین حوزه‌های واقعی اشتراک منافع وجود دارد، مانند «دلارزدایی»، چراکه هند همچون چین از تأثیر تحریم‌های مالی ثانویه آمریکا به دلیل مراوداتش با روسیه و ایران هراس دارد.

دلیل دیگر مشارکت هند پیوند آن‌ها با روسیه در SCO است. دوستی روسیه و هند سابقه‌ای طولانی دارد و به دوران شوروی بازمی‌گردد. آن‌ها سال‌ها در مجامع بین‌المللی پشتیبان یکدیگر بوده‌اند. روسیه تأمین‌کننده مطمئن و مهم سلاح بوده است و اخیرا نفت با قیمت‌های تخفیف‌دار و همچنین بازاری برای صادرات هندی که در جای دیگر رقابت‌ناپذیر است، آن هم با تسویه به روپیه. در مورد SCO، روس‌ها تقریبا به‌طور قطع مشتاق بودند هند به‌مثابه وزنه‌ای در برابر چین حضور داشته باشد، زیرا در حالیکه تسلط روسیه بر آسیای مرکزی تضعیف می‌شود، نفوذ چین در آنجا در حال تقویت است.

هدف اعلام‌شده دیگر هند تقویت اتصال‌پذیری با آسیای مرکزی است. طرح‌های بلندپروازانه مختلفی وجود دارد، مانند کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال-جنوب و طرح حتی خیال‌پردازانه‌تر خط لوله ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند. اما موانع فیزیکی و سیاسی در جهان دیجیتال مانع غیرقابل عبوری برای تعامل نیستند. در واقع اصلی‌ترین علاقه اعلام‌شده هند در RATS، امنیت سایبری، مقابله با باج‌افزارها و جرم‌یابی دیجیتال است. با اینحال واقعیت ناخوشایند این است که در حالیکه دیپلمات‌های هندی در رؤیای پروژه‌های رویایی اتصال منطقه‌ای هستند، چین نبوغ مهندسی و سرمایه فراوان خود را برای ساخت راه‌آهن در سراسر آسیای مرکزی به کار گرفته و از طریق کریدور اقتصادی چین-پاکستان، پاکستان را در دایره نفوذ خود قفل کرده است.

با توجه به شکاف در منافع و چشم‌اندازهای سیاسی بنیادین میان اعضای SCO، رویکرد هند بر تأکید بر ارزش همکاری اقتصادی استوار بوده است. اما حتی در این حوزه نیز محدودیت‌هایی وجود دارد. هند تقریبا تمام‌وکمال به دلیل هراس از رقابت صنعتی با چین، از پیوستن به بلوک مهم تجاری آسیا-اقیانوسیه، یعنی “همکاری اقتصادی منطقه‌ای جامع (RCEP)” با 15 عضو، خودداری کرد. هند همچنان در کاهش شدید موانع تجاری با چین یا پذیرش سرمایه‌گذاران چینی بسیار محتاط است، این در حالیست که بخش‌های تجاری هندی برای دسترسی بیشتر به فناوری چینی فشار می‌آورند.

شکل امن‌تر و کم‌خطرتر همکاری اقتصادی، بانکداری توسعه چندجانبه است. علیرغم خصومت آمریکا هند عضو مشتاق بانک زیرساخت آسیا (AIIB) مستقر در شانگهای بوده و بزرگ‌ترین وام‌گیرنده آن است. هند از بانک بریکس که آن نیز در شانگهای مستقر است حمایت کرده و اکنون از تأسیس بانک توسعه SCO بر همین الگو حمایت می‌کند. هرچند احتمالا آن نیز در چین مستقر خواهد شد. در نتیجه خط قرمز این است که این بانک‌ها باید مانند بانک جهانی بر پایه اصول حرفه‌ای و غیرسیاسی عمل کنند و ابزاری برای منافع چین همچون طرح ابتکار کمربند و جاده نباشند، طرحی که هند هرگز به آن نپیوسته و مکررا از آن انتقاد کرده است.

هند عضویت خود در SCO را بخشی از راهبرد دیپلماتیک کلی “هم‌سویی چندگانه (multi-alignment)” قاب‌بندی می‌کند. هم‌سویی چندگانه همان عدم‌تعهد نیست! در دوران جنگ سرد هند در پی حفظ فاصله برابر میان شرق و غرب بود. هند امروز میان چین و آمریکا فاصله برابر ندارد؛ چین رقیب و حتی دشمن است و امنیت بلندمدت آن‌ها با استرالیا، ژاپن و آمریکا و نیز کشورهایی چون فیلیپین، کره جنوبی و حتی تایوان هم‌سو است.

اما هند با چین و متحدانش به‌صورت عمل‌گرایانه موردبه‌مورد و مسئله‌به‌مسئله کار می‌کند. هند به‌عنوان عضو برجسته هم‌سویی چندگانه جنوب جهانی، از مواضعی دفاع می‌کند که گاهی به‌عنوان مواضع خصمانه نسبت به منافع آمریکا و غرب تفسیر می‌شود، و در عین حال در گروه‌بندی‌هایی مانند کُواد (Quad) باقی می‌ماند. به نظر می‌رسد چنین رفتار پوششی (hedging) با رفتارهای فریبنده دولت ترامپ توجیه شده باشد، رفتاری که با سیاست تعرفه‌ای و معاشقه با پاکستان، به هند آسیب زده و آن را شرمنده کرده است. اما “هم‌سویی چندگانه” اکنون در خاورمیانه در حال آزمایش تا مرز فروپاشی است، جاییکه هند روابط خوبی با کشورهای خلیج فارس، ایران، اسرائیل، روسیه و آمریکا پرورانده است و با اینحال، به‌عنوان واردکننده بزرگ نفت، خود را یکی از قربانیان اصلی بسته شدن تنگه هرمز می‌یابد.

در آخر پرسش مهم این است؛ چرا هند به SCO متعهد مانده است؟

نشست سران SCO تا حدی انحراف توجه از بحران‌های امروز است. اما مودی قرار است شرکت کند و هند برنامه‌ای برای SCO تدوین کرده است. هند از دستورکار اقتصادی بلندپروازانه‌تری حمایت می‌کند و هنگام راه‌اندازی بانک توسعه جدید SCO، نخستین متقاضی وام‌ها خواهد بود. از RATS تقویت‌شده حمایت خواهد کرد و به‌صورت محرمانه خواهد پذیرفت که چین، هند و پاکستان در سرکوب گروه‌های افراطی اسلام‌گرا و تجزیه‌طلب منافع مشترکی دارند. هند می‌خواهد روابط خود را با دولت‌های آسیای مرکزی عمیق‌تر کند و می‌خواهد زبان انگلیسی به‌عنوان زبان رسمی SCO حفظ شود.

منتقدان هندی، SCO را به‌عنوان محفل گفتگو رد می‌کنند، که البته هست. پاسخ رسمی این است که SCO نمونه‌ای از چندجانبه‌گرایی ساختاریافته بوده و برای هند سودمند است. دست‌کم گفتگو را به‌جای جنگ در گروهی فراهم می‌کند که شامل چهار قدرت هسته‌ای به‌علاوه ایران بوده و سرشار از بدگمانی و دشمنی است. این به‌تنهایی دلیل کافی است تا SCO را جدی بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *