بازسازی کشور ماموریت اصلی انقلاب است و صلح بستر این بازسازی
در فضای فعلی تنشهای منطقهای اغلب تحلیلها بر ابعاد نظامی یا دیپلماتیک صلح متمرکز است. اما این پرسش استراتژیک مغفول مانده است که آیا توافقی که تنها بر تنشزدایی امنیتی استوار باشد بدون آنکه اقتصاد خانوار را ترمیم کند، پایدار میماند؟ تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که نباید صلح را به عنوان یک وضعیت ایستا در نظر گرفت، اما حتما یک پروژۀ توسعهمحور است که باید برای مردم عادی ملموس باشد.
اگر به دوران پس از جنگ ایران و عراق بازگردیم، درمییابیم که دولت وقت چگونه با توسعۀ فراگیر توانست شکافهای اجتماعی ناشی از پایان جنگ را مدیریت کند. در آن دوران سرمایهگذاری بر آموزش، زیرساختهای روستایی و سلامت صلح را با عدالت اجتماعی گره زد. در این میان تحلیلهای دکتر جواد صالحی اصفهانی، استاد برجستۀ اقتصاد دانشگاه ویرجینیا روشنگر است. او بارها تأکید کرده است که تحریمها و فشارهای اقتصادی فراتر از اعداد و ارقام کلان فرصتهای از دست رفته برای اشتغال و تخریب طبقۀ متوسط هستند. از دیدگاه او موفقیت در سیاستگذاریهای کلان از جمله توافقات بینالمللی در گرو این است که آیا این توافقات منجر به تقاضای بیشتر برای نیروی کار و رونق بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) میشود یا خیر.
تفاوت اصلی دوران بازسازی با شرایط امروز در یک نکته کلیدی نهفته است؛ جابهجایی سرمایهگذاری تولیدی با حمایتهای معیشتی کوتاهمدت. امروزه بهجای پروژههای توسعهای که نیروی کار ماهر را به حرکت درآورد شاهد وابستگی به پرداختهای نقدی هستیم. همانطور که در تحلیلهای اقتصادی متأخر دیده میشود، زمانی که اصلاحات اقتصادی مانند اصلاح قیمتها بدون زمینهسازی برای اشتغال مولد انجام شود، نه تنها به توسعه نمیانجامد بلکه قرارداد اجتماعی میان مردم و حاکمیت را تضعیف میکند. اعتراضات ناشی از افزایش قیمتها یا ناامیدی از دیپلماسی بوئینگمحور، نشان میدهد که برای مردم توافق سیاسی بدون منفعت اقتصادی مستقیم فاقد مشروعیت است.
برای ما در باشگاه تحلیلگران آیینش یک اصل مهندسیشده و بدیهی است که صلح پایدار باید برای تکتک خانوارهای ایرانی یک سهم قابلاتکا از تولید ایجاد کند. اگر هر توافق جدید چه با آمریکا و چه سایر بازیگران، همچنان بر رانتجویی یا سود صادرکنندگان بزرگ متمرکز باشد و بار اصلی هزینهها را بر دوش دهکهای پایین بگذارد، محکوم به تکرار تجربۀ تلخ برجام است.
باور داشته باشیم که صلح به مثابه یک پروژۀ صنعتی و اقتصادی است. اگر هدف ایجاد یک صلح پایدار است، رفع تحریمهای مالی برای تزریق ارز به سیستم دولتی کافی نیست، بلکه ضروری است این مهم برای باز کردن درهای بازارهای جهانی به روی بنگاههای ایرانی دنبال شود. صلح واقعی صلحی است که در آن اشتغال جانشین یارانه شود و بنگاههای ایرانی بتوانند با تکیه بر نرخ ارز و دانش فنی ارزشافزوده ایجاد کنند. به یاد داشته باشیم که بدون بازگشت به رشد اقتصادی مبتنی بر اشتغال و عدالت، سیاستهای بازتوزیعی مثل یارانهها تنها مسکنی موقت هستند و برای عبور از بنبست فعلی، نیازمند بازگشت به آن الگوی اولیۀ توسعهمحور هستیم؛ جایی که بازسازی کشور ماموریت اصلی انقلاب است و صلح بستر این بازسازی.
با آرزوی سربلندی وطنمان، ایران.
تمامی حقوق این سایت متعلق به باشگاه تحلیلگران آیینش بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر نام منبع بلامانع است.
دیدگاهتان را بنویسید