معماری معاصر بیش از هر زمان دیگری به صنایع دستی و مهارتهای سنتی علاقهمند شده است. آجر دستساز، گچ آهکی، سنگ تراشخورده، بامبوی بافتهشده و دیوارهای خاک کوبیده، امروزه در صفحات مجلات معتبر، نمایشگاههای بینالمللی و فهرست جوایز معماری دیده میشوند. این مصالح و تکنیکها اغلب با مفاهیمی مانند پایداری، اصالت، هویت فرهنگی و بازگشت به طبیعت معرفی میشوند.اما در پشت این تصویر جذاب، تناقضی جدی وجود دارد. در حالی که صنعتگری در معماری بیشتر دیده میشود، استفاده واقعی از آن در بخش بزرگی از ساختوساز کمتر شده است. بیشتر ساختمانهایی که امروز ساخته میشوند، از برجهای اداری و مجتمعهای مسکونی گرفته تا پروژههای تجاری و مسکن عمومی، همچنان بر تولید صنعتی، قطعات پیشساخته و سیستمهای ساختوساز سریع متکی هستند. در چنین فرایندی، برای استادکار، دست انسان و انتقال مهارتهای نسلبهنسل بسیار جایی باقی نمیماند. به همین دلیل شاید بتوان گفت صنعتگری امروز یک تناقض عجیب را تجربه میکند: هرچند مصالح سنتی و دست ساز کمتر در ساختوساز روزمره حضور دارند، بیشتر در تصویر معماری معاصر دیده میشوند. این مسئله در کشورهایی مانند هند آشکارتر است. جایی که سنتهای ساختمانی چندصدساله هنوز در کنار یکی از سریعترین صنایع ساختوساز جهان ادامه دارند. از یک سو، مهارتهای بومی و مصالح سنتی بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی ارزشگذاری میشوند و از سوی دیگر، سرعت، مقیاس و اقتصاد ساختوساز مدرن به سمت صنعتیشدن بیشتر حرکت میکند.
ساخت یک دیوار با آجر دستساز یا اجرای گچ آهکی به مهارت، زمان و نیروی انسانی نیاز دارد. در مقابل، بسیاری از روشهای صنعتی با هدف کاهش زمان اجرا و هزینه نیروی کار طراحی شدهاند. بنابراین استفاده از صنعتگری در بسیاری از پروژههای معاصر، نوعی انتخاب فرهنگی و حتی لوکس است و انتخاب اقتصادی محسوب نمی شود و معمولاً زمانی امکانپذیر میشود که کارفرما، بودجه و زمان کافی برای آن داشته باشد. از این منظر، بازگشت صنعتگری به معماری را نمیتوان صرفاً نشانهای از بازگشت معماری به ریشههای خود دانست. گاهی آنچه بهعنوان “اصالت” معرفی میشود، محصول توان مالی پروژه است. ساختمانی که با مصالح طبیعی و دستساز ساخته میشود ممکن است تصویری از سادگی و بازگشت به سنت ارائه دهد، اما پشت این سادگی، شبکهای از مهارت، نیروی کار و هزینه پنهان شده است.
با این حال، این روند الزاماً منفی نیست. توجه دوباره به صنعتگری میتواند به حفظ مهارتهای در حال فراموشی، حمایت از استادکاران و احیای دانش بومی کمک کند. مسئله زمانی آغاز میشود که این مهارتها فقط به یک زبان زیباییشناختی برای پروژههای خاص تبدیل شوند و از جریان اصلی ساختوساز فاصله بگیرند. شاید چالش واقعی معماری امروز این باشد که صنعتگری را از ویترین پروژههای ممتاز بیرون بیاورد و دوباره آن را به بخشی زنده از فرهنگ ساختوساز تبدیل کند. در نهایت، مسئله فقط آجر، خاک، سنگ یا گچ نیست. مسئله درباره ارزش “دست” در معماری است. درباره دانشی که در کتابها ثبت نشده، بلکه در حرکت دست استادکار، در شناخت ماده و در تجربهای که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود شکل گرفته است. اگر معماری قرار است از صنعتگری سخن بگوید، شاید بهتر باشد فقط تصویر زیبای یک دیوار دستساز را نشان ندهد و درباره کسانی که آن دیوار را ساختهاند، زمان و هزینهای که صرف آن شده و جایگاه واقعی مهارت انسانی در صنعت ساختمان نیز صحبت کند. شاید بازگشت واقعی صنعتگری زمانی اتفاق بیفتد که معماری دست ساز دوباره بخشی طبیعی از فرایند ساختن باشد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به باشگاه تحلیلگران آیینش بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر نام منبع بلامانع است.
[…] معماری در ستایش دست […]