آیـیــنش؛ از تحلیــــــل امروز تا تصویـــــر فردا !

ایران ۱۴۲۵
آن روزها... در واقع داشتم کدهای این آینده را می‌نوشتم

ایران ۱۴۲۵

خورشید پاییزی سال 1425 روی صفحات خورشیدی ساختمان‌های هوشمند تهران

خورشید پاییزی سال 1425 روی صفحات خورشیدی یکپارچه با نمای ساختمان‌های هوشمند تهران می‌تابد. از پنجره دفترم شبکه‌ای از قطارهای مغناطیسی (Maglev) را می‌بینم که کالاها و مسافران را در کسری از زمان از چابهار به سرخس و از آنجا به قلب اوراسیا متصل می‌کنند. طرحی که روزگاری در دهه‌های قبل، شاید سال‌ها قبل، برایش جنگیده بودیم حالا شریان حیاتی خاورمیانه است.

در دفتر باز می‌شود. آرین جوان 24 ساله‌ای که در سال 1404 یعنی همان روزهایی که ایران درگیر گذار بود کودکی شیرین زبان بود، با یک تبلت هولوگرافیک وارد می‌شود. او نماینده نسل آلفا امروز، سال 1425 است. نسلی که بحران‌ها را ندیده، بلکه در دل سیستم‌های اصلاح شده رشد کرده است. ذهن او با تکنولوژی روز و الگوریتم‌های یادگیری ماشین شکل گرفته. او نیامده تا مشکل را گزارش کند، آمده تا با واریانس خطای 0/001 درصدی مسئله را مطرح کند.

پشت سر او همکارش وارد می‌شود که ۴۶ سال دارد. او متعلق به همان نسل زد دهه هشتاد و نود است که حالا پا به سن گذاشته‌اند. او جوانی‌اش را در دوران تورم، اضطراب و اینترنت‌های پرنوسان گذراند، اما او و هم‌نسلانش همان مهره‌هایی بودند که با پراگماتیسم محض، بار گذار ایران به یک کشور توسعه‌یافته را به دوش کشیدند. در چهره او هم خستگی سال‌های سخت دیده می‌شود و هم غرور ایستادن روی پاهای خود. او اکنون مدیر ارشد یک سازمان بزرگ و تاثیرگذار در کشور است.

در سال 1425 جمعیت ایران روی عدد 92 میلیون نفر تثبیت شده است. نرخ رشد جمعیت در یک دهه گذشته روی مرز صفر نوسان داشته و جامعه به وضوح پیرتر شده است. متولدین دهه 60 حالا در دهه هفتم زندگی‌شان هستند و این یعنی یک سونامی سالمندی. اما چرا کشور فرو نپاشیده است؟ پاسخ در تفکری است که متفکران جوان دوره گذار به برنامه اجرایی تبدیل کرده بودند. وقتی در دهه 1400 مشخص شد که نمی‌توان جلوی کاهش شیب جمعیت را با شعار گرفت، استراتژی تغییر کرد؛ اگر کمیت کاهش می‌یابد، لازم است کیفیت به صورت نمایی افزایش یابد. همکار آرین گزارش می‌دهد که سیستم پایش آن‌ها در نهادی که شاغل است مبتنی بر شبکه‌های عصبی (ANFIS) است که در نتیجه آن در روز گذشته توانسته جان 150 هزار سالمند را نجات دهد.
در سال 1425 بیمارستان‌های غول‌پیکر جای خود را به کلینیک‌های محلی هوشمند داده‌اند. هر شهروند یک پروفایل سلامت دیجیتال دارد که داده‌های زیستی‌اش را لحظه‌به‌لحظه تحلیل می‌کند. بحران سالمندی با پیشگیری مبتنی بر داده مدیریت شده است. به جای اینکه سالمندان تخت‌های بیمارستانی را اشغال کنند، سیستم‌های هوش مصنوعی قبل از وقوع سکته یا بیماری حاد، با ارسال پهپادهای دارویی یا هشدارهای سبک زندگی، مشکل را در فاز صفر حل می‌کنند. هزینه‌های درمان به شدت سرشکن شده است.

آرین مدل سه‌بعدی توسعه مسکن در شهرهای 200 هزار نفری را روی میز تصویر می‌کند. در این سال به دلیل کوچک شدن بعد خانوار که بیشتر یک یا دو فرزند دارند یا زوج‌های سالمند هستند، نیاز به خانه‌های بزرگ و متراکم در کلان‌شهرها از بین رفته است. زیرساخت‌های ارتباطی عالی باعث شده تا زندگی در یک شهر کوچک تفاوتی با تهران نداشته باشد. مسکن‌ها به صورت ماژولار (Modular) و با چاپگرهای سه‌بعدی ساخته می‌شوند. به جای سوداگری در بازار مسکن، مسکن تبدیل به یک سرویس رفاهی شده است. فضاهای اشتراکی (Co-living) برای سالمندان طراحی شده تا از انزوای اجتماعی آن‌ها جلوگیری شود، جایی که نسل زد پیر شده می‌توانند در کنار هم گلف بازی کنند، کد بنویسند و از دوران بازنشستگی لذت ببرند.

در میانه جلسه همکار آرین به نمودارهای رشد اقتصادی خیره می‌شود و بغض می‌کند. او به آرین می‌گوید: “شماها نمی‌دونید… شماها تو سیستمی بزرگ شدید که وقتی دکمه رو می‌زنید، قطار در میلی‌ثانیه حرکت می‌کنه. ما تو دورانی بودیم که برای اثبات اینکه توسعه نیازمند ثبات است باید خون دل می‌خوردیم. ما جوانی‌مون رو دادیم تا الگوریتم‌های شما امروز باگ نداشته باشه”.

آرین سکوت می‌کند. او که احساساتش را بیشتر با منطق صفر و یک می‌سنجد دستش را روی شانه دوستش می‌گذارد و می‌گوید: “مدل‌های پیش‌بینی من نشون میده که بدون فداکاری نسل شما، تابع هدف توسعه ایران هرگز به نقطه بهینه نمی‌رسید. شما متغیرهای پنهانی بودید که مدل را از فروپاشی نجات دادید.”

من… در بالای میز نشسته‌‌ام و به این دو نسل نگاه می‌کنم. به کشوری که حالا به جای درگیری در تنش‌های بی‌حاصل هاب منطقه است. جایی که اقتصاد، رفاه، امنیت اجتماعی و آرامش زبان مشترک سیاست شده است. متوجه شدم که آن روزها که درگیر تحلیل اقتصادی بودم و اندیشیدن برای طرح یک استراتژی، برنامه‌ریزی و تحقق توسعه رهایم نمی‌کرد، در واقع داشتم کدهای این آینده را می‌نوشتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *